تبليغاتX
زبان دوم

زبان دوم

تكنيك تله گذاري

چنانچه هریک از کلید های طلایی موجود در این بسته مهندسی معکوس نرم افزاری را بدانید مسلما با شیوه های طرح سوال و دیدگاه ها و حقه  های طراحان سوال بیشتر آشنا بوده و حتی با معلومات بسیار کم به جواب صحیح سوالات می رسید.

 1- آموزش کامل شیوه مهندسی معکوس درکنکورهای مقاطع مختلف

 2- روش NLP در طراحي تست

3- مهارتهای حل صحیح تستهای کنکور با حد اقل معلومات

4- شیوه سریع تست زنی

5- تست زنی با کمترین معلومات

6- روشهای کشف سریع گزینه صحیح در کمتر از چند ثانیه

7- شکار گزینه صحیح با استفاده از روش منطق فازی

8- آشنایی با محدودیتهای طراحان سوالات کنکورهای مقاطع مختلف

9- آشنایی با شیوه ها و حقه های طراحی سوالات تستی

10- برنامه ریزی صحیح درسی

11- تکنیکهای مطالعه درست

12- نمونه سوالات حل شده به روشهای فوق مربوط به کنکور سالهای قبل

13- آشنایی با شیوه تست زنی نفرات برتر کنکور

14- کاهش اضطراب در روز آزمون

15- و صدها نکته های آموزشی دیگر

 مهندسی معکوس چیست؟

 مهندسي معكوس روشی جالب و شگفت انگيز براي كشف گزينه صحيح درآزمونهاي چهار گزينه اي است اين روش مبتني بر آموزش قوانيني است كه طراحان سئوالات كنكور بطور نا خوداگاه در متن سئوال ويا بين گزينه ها ايجاد مي كنند كه با يادگيري اين قوانين قابليت كشف گزينه صحيح با حداقل ويا بدون معلومات را بدست مي آوريم پايه علمي اين روش سايكوسايبرنتيك يعني (تفكردرموردتفكر) وموضوع آن شيوه تفكر طراحان آزمونها و قانونمنديهاي آن است.از ديگر اسمهاي اين تكنيك موارد زير را مي توان نام برد.

1)شكار گزينه صحيح بدون معلومات              2)طراحي تست بر اساس NLP  

3)تست زني بدون معلومات                         4)كشف گزينه صحيح بدون معلومات

5)تكنيك تله گذاري در تست ها                    6)NLP  و مهندسي معكوس

7)تكنيك NLP  درانتخاب گزينه صحيح             8) NLP  در طراحي تست

9)تست زني در 10 ثانيه                            10)تست زني نفرات برتر كنكور

 ويژگيهــاي تست زنی

1ــ از ويژگيهاي اين روش ، ساده ، آسان بودن و همچنين سرعت يادگيري آن است . تنها با چند ساعت تمرين، با اين روش آشنا و براحتي از آن استفاده مي كنيد و امتياز خود را چندين برابر افزايش خواهيد داد.

2ــ روش علمي مهندسي معكوس مغايرتي با معلومات و اطلاعات درسي شما ندارد بلكه به شما مي آموزد چگونه بطور مفيد از معلومات خود استفاده كنيد و با تركيب اين روش با معلومات خود، نتايج باور نكردني بدست بياوريد.

 3ــ با يادگيري اين روش اشتياق و علاقه شما به پاسخگويي تستها بسيار زياد شده،كه نتيجه آن مطالعه بيشتر و مؤثرخواهدبودهمچنين در اين متد شما به تعريف و ديدگاه جديدي از يادگيري ، تفكر و مطالعه هدفمندبر اساس منطق فازي خواهيد رسيد .

4ــ روشها ي مؤثر همواره ساده هستند ؛ استفاده از اين روش زمان زيادي نمي خواهد فقط با كمي تمركز و هوشياري در چند ثانيه روابط وگزينه هاي صحيح را تشخيص خواهيد داد .

5ــ با يادگيري اين روش مي توانيد براحتي در رشته تحصيلي ديگري كه معلومات آن را نداريد درصد بالايي از تستها را پاسخ دهيد

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:24  توسط   | 

نگاهی به فیلم شیرین اثر عباس کیارستمی

نگاهی به فیلم شیرین اثر عباس کیارستمی

چرا باید فیلم های عباس کیارستمی را با این سبک و ساختار بی وجه و مالیخولیایی، همچنان ببینیم و دنبال کنیم؟ اگر این کارها زمانی مثل دو دهه پیش از ایشان بعید نبود و بدیع می نمود، اما حالا دیگر و در این سن و سال، نه تنها بعید بلکه ابعد است. هرچند استاد به این نصایح دلسوزانه و خیرخواهانه هرگز توجهی نداشته و یا داشته و عکس العملش، لجبازی بوده یا نهیلیسم یا … نمی دانیم! بگذریم.

یک عده بازیگر زن سینمای ایران، نشسته اند جلوی دوربین و زل زده اند به روبه رو و دارند ظاهرا یک نمایشنامه تصویری یا حکایتی یا چیزی از این دست را می بینند می بینند؟! و ما به عنوان تماشاگر باید کلا و در تمام مدت فیلم، این ها را ببینیم!.

همین! این یعنی فیلم اخیر استاد کیارستمی که بار دیگر شاهکاری که البته متاسفانه یک ایراد دارد و نمی شود فهمیدش و اینکه اصلا چرا و چطور و چگونه و… را تحویل جهان معاصر و مردمانش داده و خیلی هم لطف و عنایت تکه پاره فرموده!.

«شیرین» ساخته عباس کیارستمی بالاخره پس از کش و قوس های فراوان درگروه سینمایی مخاطبان خاص، اکران شد. فارغ از اینکه اکران این فیلم تا چه حد بتواند با مخاطب خاص ایرانی ارتباط مضمونی و ساختاری پیدا کند و گذشته از اینکه در فضای کنونی تولید و نمایش سینمایی ایران آثاری همچون «شیرین» چه جایگاهی را می تواند از آن خود کند، باید گفت که فیلم یکی از تجربی ترین آثار کارنامه عباس کیارستمی است که البته می توان نشانه های روشنی از تجربه های پیشین او را درآن یافت، از فیلم های سال های دور همچون «مشق شب» گرفته تا آثار متاخرش.

اما فیلم «شیرین» به لحاظ فرم، یک اتفاق در سینمای ایران محسوب می شود،اتفاقی که به نظر می رسد بیشتر ناشی از بازی های فرمی و شیطنت های پست مدرن سازنده اش باشد تا یک جست و جو و تکاپوی واقعی در حوزه هنری سینما.

فیلم «شیرین» قطعاً امکان برقراری ارتباط با مخاطب عام ایرانی را ندارد و یکی از نشانه های مهم اکران آن در گروه سینمایی خاص به نوعی تسلیم شدن پیشاپیش در برابر این واقعیت انکارناپذیر است.اما درگذر از این حقیقت آنچه مهم تر است رسیدن به این نکته است که فیلم «شیرین» فارغ از این حواشی و مباحث غیر مرتبط با متنش تا چه اندازه درحوزه زیبایی شناسی بصری سینما و تلاش هایی که منجر به تولید یک اثر قابل دفاع سینمایی شود، قابل مطالعه و بررسی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 10:26  توسط   | 

برای تاملی در جهان کیارستمی

برای تاملی در جهان کیارستمی

زمانی از اریژینالیته، آوانگاردیسم ضدآوانگارد و طبیعی و متفرد و مستقل بودن جهان عباس کیارستمی سخن گفتم: از وجوه ناسازه وار آثارش، عدم قطعیت، سکوت، ساخت شکنانه نگریستن و قدرت نیروی غیاب و فضاهای خالی، خلأ که بیان ناپذیری را در راه بیانگری سازمان می دهد و نگاه او نمایش را برای ضدنمایش بدیع و یکه اش فراهم می کند و ما را به شستن چشم ها و نگریستن خود حیات و ارزیابی دوباره همه چیزها فرامی خواند و از تا انتها نو بودن حرف زدم. و از این سان بی اعتنا به غرولند شبه روشنفکرانه و تفکر میانمایه بودن و همچنان به عناصر پایدار و معناهای ژرف در باشندگان و در هستی انسان، اعتماد داشتن و به راه خود رفتن! و زمانی از حکمت انباشت شده در فحوای آثار کیارستمی سخن گفتم ساتوری و دیده وری، چیزی که گویی مادرزاد او را با اصیل ترین گوهرهای پایدار و رازهای هستی معنوی شرق پیوند می دهد، گویی در اعماق آثارش یک نگاه غریب، قالی، دستگاه شور، موسیقی مقامی و بداهه نوازی، حافظ و سعدی، عین القضات و بیهقی، ذن و کاشیکاری را درآمیخته و نهان داشته است و در عین بهره وری از آن هم رهاست. زمانی دور، از جهان دیونیزیک/ آپولونی کیارستمی سخن گفتم که گویی همه پراکنده های گوهرین نیچه ای را اعم از دجال تا اراده قدرت، آنک انسان یا حکمت شادان از سپیده دمان تا غروب بت ها، گرد می آورد ولی از بیماری های نیچه ای، خود را می رهاند.

۱ عباس کیارستمی با ویژگی ها،کار و بار خود را که هنر آفرینش نمایشی ضدنمایش است، به پیش می برد. هنر او آن آوانگاردیسم ضدآوانگاردیست که روح عصر را برای ما عریان می سازد: نمایش! پس او با نمایش ضدنمایش خود در حقیقت با خردی انتقادی ما را به آینده به لمس خود زندگی فرا می خواند، زندگی ادامه دارد. چشم ادامه دارد.

۲ شیرین که همه اینهاست که گفتم: استعاره تماشای بازی بازیگران به وسیله خود بازیگران که بدل که بازی و بازی همانند بازی نابازیگران. بازی زندگی می شود زیرا زندگی بازیگران، ستاره ها، بازی است و وقتی به جای بازی بر پرده یا به سالن به آنها در حال بازی می نگریم آن انبوه سوپراستارها به نابازیگران بازی متعال سبک رویکردگرایی کیارستمی بدل می شود و این رخداد و آغاز اندیشیدن به امر بازی است با تکیه به چشم، کانون بازی بزرگ هستی و سوژه اصلی بازی ستاره ها.

وقتی به ضرورت و قدرت و مفهوم چشم در سینما و تاثیر و ارزش آن بیندیشیم تبدیل به ساختاری می شود که شکل گیری آن با نقطه مرکزی دید چشم پیوندی ماهوی برقرار می کند و اتفاقا چشم در اینجا همان لکه کوری است که جلوی دید را نمی گیرد! امکان نگاه کردن به نگاه (چشم) درست در آنجا که به معنای دقیق کلمه نگاهی درباره نمایش است در شیرین به چند ضد خرد بدل می شود. یعنی نگاهی که درباره نمایش یا دیدی نمایش دهنده نیست، بلکه عریان کردن خود تماشا و بازی تماشا با هم و نفوذ به باطن این نمایش و برانگیختن و برهنه کردن خود در پس نمایش است. در اینجاست که همه ماجرا رخ می دهد! تبدیل کردن همه بازی به نابازی و به امر واقع و همه بازیگران به نابازیگران!

۳ در حقیقت این تجربه شگفت انگیز فیلم شیرین بدون قرار گرفتن در نوک آوانگاردیسم امروزی، قابل دریافت نیست یعنی هر نوع قید و بند تعریف، کلیشه، وضع موجود، ملاحظات عرضه و تقاضا و دهن بینی و تسلیم به امر کهنه ظرفیت درک این تجربه را نابود می کند. باید خود را از هر چارچوب رها کرد و حق پیشرو بودن را با همه عواقب آن به رسمیت شناخت. در آن صورت می بینیم که فیلم شیرین همان چیزی را به ما می گوید که ضروری است در نقطه اوج همه تجربه های سپری شده به آن اندیشید به ویژه وقتی که مایل نیستید پیرو تابع و مقلد باشید و ذاتا آدمی خلاق و نوآور هستید. آن چیز همان (دیگر مثل بچه ها نیستید) است و اینکه سینما تمام راه های مربوط به امکانات نمایش را رفته، اقسام شیوه ها را سنجیده، اقسام تکنیک های فیلمسازی، داستان گویی فیلمبرداری و تدوین را از هر جهت آزموده و از جهت آزمون آوانگارد و پیشرو، تنها یک خلاقیت یکه می تواند حرف تازه ای بزند. خلاقیت مینی مالیستی کیارستمی که توام با دست شستن از همه جلوه های ویژه و انواع اسطوره پردازی تکنیکی و روایی است و راهش را در همین آزمون سهل ممتنع ساختاری و روایی تر می یابد، راهی که با نگاه دیگر و دوباره نگریستن سر و کار دارد و مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشته به پنج رسیده و از آنجا قله نو و تازه اش را در شیرین به پا داشته است. آری دوباره تکرار می کنم و صد بار دیگر به این گفته قابل تامل باز می گردد: (به نسبتی که سینما به یکی از صور فرهنگی زندگی ما تبدیل گردیده زمینه برای شکل گیری نگاهی فراهم شده است که راستش دیگر نگاه درباره نمایش (نقاشی یا عکس تا تئاتر یا تماشا به طور کلی) نیست. دیدی است که خصلت اصلی تفاوت آن را باید قبل از هر چیز، در تفاوت وضع یا ایستار آن دید: در سالن سینما، بحث بر سر آن نیست که کاری کنیم که زاویه یا فاصله دید تغییر یابد، یا بنگریم در حالی که اندر یافت ما از محیط طبیعی شی ای که بدان می نگریم همچنان به حالت خود باقی باشد. نگرنده در دل تاریکی، به صندلی تالار نمایش چسبیده که نمی شود (همچنان که در تصویر دیگری ممکن است بشود، گفت محل آن تصویری است که در فیلم دیده می شود زیرا آن تصویری که در فیلم می بینیم، کل یک کناره از این تالار را تشکیل می دهد. به این سان خود تالار است که به محل یا صحنه آماده شده برای دید برای جعبه نگاه یا بهتر بگوییم به جعبه ای که در زبان در اشاره به روزنه یا منفذی گفته می شود که از آنجا می توان چیزی را زیر نظر یا مشاهده گرفت یا به آن سرکشی کرد (در مسیر یک کانال یا در داخل یک ماشین) این جا نوعی ورود در یک فضاست، نوعی رسوخ است، پیش از آنکه ملاحظه کردن یا نظاره کردن باشد. فیلم شیرین داستان رابطه چشم و این رسوخ است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 10:25  توسط   | 

بازیگر نقش سریال شیدایی : عجله ای برای ستاره شدن ندارم!

بازیگر نقش سریال شیدایی : عجله ای برای ستاره شدن ندارم!

این جوری انتخاب شدم

سر سریال «تکیه بر باد» بودم که از دفتر آقای عسگرپور با من تماس گرفتند و به من پیشنهاد بازی در «شیدایی» شد. انتخاب بازیگران این کار برعهده آقای «سعید نعمت الله» بود و ایشان با توجه به ذهنیتی که از شخصیت «لیلا» داشتند، من را برای ایفای این نقش مناسب دیدند و خیلی زود به مرحله دورخوانی متن فیلمنامه رسیدیم. همزمان با پخش سریال «نون و ریحون» از تلویزیون، سریال «جراحت» که نویسنده اش آقای سعید نعمت الله بود نیز در ماه رمضان در حال پخش بود. از آنجا که تعریف فیلم نامه های ایشان را زیاد از این و آن شنیده بودم«جراحت» را دنبال می کردم؛ اتفاق جالب اینکه آقای نعمت الله از بازی ام در «نون و ریحون» خوشش آمد و همان جا بود که برای «شیدایی» انتخاب شدم.

● در زندگی شخصی من این اتفاق افتاده است

در «شیدایی» نقش «لیلا» را بازی می کنم که وارد یک رابطه عاشقانه با پسری به نام «طاها» می شود و این ۲نفر قصد دارند با یکدیگر ازدواج کنند که با وارد شدن کاراکترهای دیگر به داستان، سدهایی پیش پای شان قرار می گیرد که مانند فیلمنامه های قبلی «سعید نعمت الله» غیرقابل پیش بینی هستند. عشق «لیلا» و «طاها» از آن دست عشق هایی است که در یک نگاه اتفاق می افتد؛ به نظرم زمانی که این اتفاق برای هر زن و مردی می افتد و آن ها در یک نگاه عاشق یکدیگر می شوند، به این معنی است که انرژی و گروه خونی شان با یکدیگر همخوانی دارد. به نظرم این عشق خیلی هم واقعی است چون آدم ها هیچ شناختی نسبت به یکدیگر ندارند که به واسطه اش بتوانند یکدیگر را دوست داشته باشند. یک لحظه درگیر احساسی می شوند که تصور می کنند چقدر یکدیگر را درک می کنند، می خوانند و می طلبند. زمانی که چنین حسی در یک زن و مرد به وجود می آید، به این معناست که آن آدم متفاوت تر از بقیه آدم هاست که چنین حالتی را پدیدار شده اند. به نظرم همین طوری اتفاقی نیست که زن و مردی در مسیر یکدیگر قرار بگیرند و چنین احساسی نسبت به یکدیگر پیدا کنند، اصلا خیلی چیزها اتفاقی نیست و این طبیعت است که هنرمندانه همه چیز را کنار هم می چیند. در زندگی شخصی خودم همچین اتفاقی افتاده. البته نمی توان چنین احساسی را تنها در یک رابطه عاشقانه دید؛ ممکن است در محل کارتان نشسته باشید و کسی وارد شود که همان لحظه اول از ورودش احساس خوبی به شما دست بدهد و بگویید می توانم با او رابطه ای صمیمی داشته باشم. بعضی اوقات بعد از این حس، شناختی به وجود می آید که براساس آن می توانی تصمیم بگیری بمانی یا از آن بگذری.

● من هم آخر داستان را نمی دانم

داستان عشق «لیلا» و «طاها»، از جنس عشق هایی است که در یک نگاه اتفاق می افتد اما براساس سابقه، تجربه و پیشینه زندگی شان و اتفاقاتی که در طول آن برای شان افتاده، نسبت به این روابط گارد می گیرند و سعی می کنند محتاطانه رفتار کنند. «شیدایی» مضمونی اجتماعی دارد که به مباحثی همچون دروغ، پنهان کاری، عشق، روابط عاطفی و انسانی آدم ها می پردازد. «لیلا»ی «شیدایی»، شخصیت فوق العاده قابل باوری دارد و هر کس دیگری به غیراز من هم قرار بود این کاراکتر را بازی کند، کاملا با این نقش ارتباط برقرار می کرد. «لیلا» یک پزشک از نسل جوان است که یاد گرفته در زندگی روی پای خودش بایستد و همه چیز را درست، بدون دروغ و کلک بسازد. او به واسطه یکسری مسائل از زندگی قبلی اش ضربه خورده، روحیه اش آسیب دیده و در زندگی قبلی اش شکست خورده است. به همین دلیل از دروغ بیزار و در پی صداقت است. خودم هم نمی دانم در نهایت چه اتفاقی برای «لیلا» خواهد افتاد چون تا به امروز ۲۶ قسمت از سناریو را خوانده ام و آقای نعمت الله هر بار یک قسمت جدید را به ما می دهند که همین برای ما جالب است و در واقع هر قسمت آقای نعمت الله غافلگیرمان می کند. ممکن است قسمت ۲۷ این سریال، یک حادثه بد برای «لیلا» اتفاق بیفتد که خودم هم در جریانش نیستم! خصوصیت اخلاقی خوب«سعید نعمت الله» این است که نظر بازیگرانش را گوش می کند و حتی خودش بعضی اوقات به من می گوید چرا اینقدر کم درباره نقش ات حرف می زنی و نظر می دهی؟ البته این به روحیات خودم برمی گردد که درکل آدم ساکتی هستم.

● لیلا های دوست داشتنی من!

شاید جالب باشد بدانید هر کاراکتری که خیلی دوستش دارم، اسمش «لیلا»ست! بعد از «لیلا»ی فیلم آقای «داریوش فرهنگ» در فیلم «یک گزارش واقعی» که در جشنواره نمایش داده شد و «لیلا»ی سریال «حیرانی»، این سومین «لیلا»یی است که دوستش دارم!

● عجله ای برای ستاره شدن ندارم

این که می گویید چرا تا امروز آنچنان که باید دیده نشده ام را به حساب بدشانسی نمی گذارم. فکر می کنم همین که در این کار هستم و می توانم کاری را انجام دهم که عاشقانه دوستش دارم، نشان از خوش شانسی من است. بازیگری هم مانند زندگی است؛ همیشه همه چیز بر وفق مرادتان نیست؛ یک جاهایی از این ناراحتی که چرا آن اتفاق برای تان نمی افتد و یک جاهایی به این نتیجه می رسی که چه خوب شد آن اتفاق آن موقع نیفتاد! معتقدم باید اجازه دهیم همه چیز به وقتش اتفاق بیفتد و پله پله جلو برویم.

به نظرم «شیدایی» تمام فاکتورهای لازم یک سریال حرفه ای را دارد و تصور می کنم استقبال خوبی از آن خواهد شد. یکی از دلایلم، حضور بازیگران خوبی مانند «امیر جعفری» (که طرفداران خاص خودش را دارد)، «پرویز پورحسینی» (که چهره دوست داشتنی نزد مردم است) و «اندیشه فولادوند» (که برای نخستین بار است از سینما به تلویزیون آمده) در این سریال است. مهم تر از آن، داستان مان است که با وجود تلخ بودن، زیبایی های خاص خودش را دارد. حتی اگر در این سریال بازی نمی کردم هم حتما آن را تا انتها می دیدم. خوشحالی ام از این بابت است که همه چیز سر فرصت و بدون محدودیت در زمان پیش رفته و هیچ کس از عوامل و بازیگران، کار را سرسری نگرفتند. حداقل درباره خودم به جرات می توانم بگویم «لیلا» را خیلی دوست داشتم و تمام توانم را صرف کردم، متاسفم اگر برای مخاطبان زیبا نباشد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 9:14  توسط   |